تبلیغات
..::عاصم اسدی::.. - پتوی پلنگی
سه شنبه 8 شهریور 1384

پتوی پلنگی

   نوشته شده توسط: عاصم اسدی    نوع مطلب :شعر فارسی ،

پتوی پلنگی

وسط های قصه بود

من از چشم گرگ نگاه می كردم به در

شاید مادر بیاید

وطوری شكم گرگ را پاره كند

كه این همه خون...

نامادری كه آمد

اول پتوی پلنگی را تا چانه ام بالا كشید

بعد شكم گرگ را درید

وشنگول ومنگولش رادرآورد

- پس من حبه ی انگور كدام تابستان مادر مرده ام؟!

وصدایم می پیچید در دل و روده ی گرگ

وگرگ می پیجید به خود از درد بخیه ی بی شفا

اصلا مانده بودم كه از كدامش بترسم

گرگ قصه یا پلنگ پتو؟!

آه!نكند غافل بیایید و

خار م‍‍ژگانم برود به پایتان**؟

*- نه مادر نه من و نه هیچ آهوی دیگری!

خودت اگر آهو بودی

رم نمی كردی از خوابی كه خیمه اش پتوی پلنگی است؟

- حالا فرق می كند

دیگر آهوبرگان همین بهار زائوهم می دانند

كه پلنگ نیست

عاشقی كه زیرپتوی پلنگی خوابیده است

حالا برگرد!

به تابستان برگرد! ویك حبّه انگوربرایم بیاور!

* - برمی گردم!

با اولین شكرخواب صبوح به تابستان برمی گردم

ودست كودكی را- كه فقط بلد است تاپنج بشمارد-

می گیرم و می آورم

تاغم هایت را شماره كند

می آیم با مرغابیانی كه خواب از سرپریده ی توست

با سینه سرخانی كه رنگ از رخ پریده ی توست

آن وقت انگشت شصتم را

ترمی كنم به عیش شبنم ها

وآسمانت را آنقدر ورق می زنم....

- دفترمشق كلاغ های دبستانی راهرچه ورق بزنی

جلو تر از سیاهی رنگی نیست!

* -اصلا شبم را به پایت قیچی می كنم و

می بخشم به كلاغ ها

آن وقت

باشال كمر پدربزرگ

چهل روز تمام

می بندمت به گل یاس پیرهنم

چهل روز تمام هم

كه بروی به خواب فیروزه ای انگشتر مادربزرگ

رنگ آسمان یادت می آ ید!

-پس بیا!

مثل نفس حوا بیا!

تاخفه شود هركه آدم نیست

بیا و دور بزن یك جفت نرگسی را

كه به زور كود های شیمیایی هم

دل باز نمی كنند

می ترسم اما می ترسم...

نه از گرگ قصه !

نه از پلنگ پتو!

می ترسم كه غافل بیایی

یك نوك سوزن این همه سرنگ خونی

برای تركاندنت كافی ست

عزیزك بادكنكی من!

                                  زنجان-خرداد۸۱ عاصم اسدی

**********************************************************************

** عزیزم كاسه ی چشمم سرایت

میان هردو چشمم جای پایت

ازآن ترسم كه غافل پا نهی تو!

نشیند خار مژگانم به پایت

"بابا طاهر"


انجمن ترکان جوان
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 02:26 ب.ظ
مسخره کردی با وبلاگ مسخرت جمش کن آبروی ترکارم بردی
زهرا
سه شنبه 12 بهمن 1389 07:45 ب.ظ
عالی بود عالی
پاكنهاد
سه شنبه 22 فروردین 1385 05:04 ق.ظ
www.paknahad.blogfa.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر